خبرگزاری مهر - مجله مهر؛ میقات کربلایی: شهریور دارد آخرین روزهایش را ورق میزند و شهر کمکم خودش را برای اول مهر آماده میکند؛ مغازهها شلوغ شدهاند، بچهها خریدهای سال جدید تحصیلیشان که کیف و کفش و دفتر و مداد را در دست دارند و پدر و مادرها یکییکی ثبتنام، گرفتن کتاب و خرید وسایل مدرسه را به سرانجام میرسانند. بچهها قرار است دوباره پشت نیمکتها بنشینند و صدای زنگ مدرسه، بعد از یک تابستان، کوچهها را پر کند.
اما درست در همین روزهایی که خیلیها دنبال اندازه کیف و رنگ کفش و لیست خرید مدرسهاند، نام مدرسه شجره طیبه میناب برای همیشه با «اول مهر» گره خورده است و آه از غمی که دوباره تازه شود؛ بچههای میناب که دیگر قرار نیست صبحی را با کیف مدرسه از خانه بیرون بزنند. تصاویر و روایتهایشان هنوز در فضای مجازی دستبهدست میشود و برای خیلیها، تماشای جنبوجوش این روزهای شهر را با بغضی همراه کرده که به این سادگیها فرو نمینشیند. شهریور امسال، هم بوی دفتر نو میدهد و هم یاد صندلیهایی که قرار است خالی بمانند؛ در همین هیاهوی نزدیکشدن به مهر، حاشیههای دیگری هم گوشهوکنار رسانهها و شبکههای اجتماعی سر برآوردهاند؛ حاشیههایی که این هفته در «دکه حاشیهها» آنها را مرور خواهیم کرد.
رهگیرهای ناکارآمد آمریکایی
آنهمه ادعا درباره قدرت نظامی آمریکا و سامانههای پیشرفته دفاع موشکیاش، حالا با یک اعتراف از سوی یک تحلیلگر آمریکایی، وارد مرحله تازهای شده است. «ویل شرایور»، تحلیلگر ژئوپلیتیک و تاریخدان آمریکایی، میگوید مسئله فقط کمبود ذخایر موشکهای رهگیر نیست؛ بلکه خود سامانههایی که قرار بوده آسمان را برای آمریکا امن نگه دارند نیز آنطور که تبلیغ میشد، کارآمد نبودهاند.
شرایور صراحتاً از سه سامانه PAC-۳، تاد (THAAD) و SM-۳ نام برده و گفته است: «همگی در عمل بهشدت ناکارآمد از آب درآمدهاند.» اگر این روایت را کنار ادعاهای پررنگ واشنگتن درباره توان دفاع موشکیاش بگذاریم، تصویر متفاوتی شکل میگیرد؛ تصویری که نشان میدهد مسئله فقط تمامشدن ذخایر نیست، بلکه بخشی از آنچه سالها بهعنوان سپر دفاعی قدرتمند آمریکا معرفی شده، در میدان عمل با پرسشهای جدی درباره کارآمدی روبهرو شده است.

وقتی غم حیوانات خانگی هم به ویترین مجازی میآید
سوگ یا غم از دست دادن، زمانی قرار بود خلوتترین شکل اندوه آدمها باشد؛ غمی که آدم معمولاً برای تحملش به گوشهای پناه میبرد، نه اینکه آن را به ویترین بگذارد. اما فضای مجازی قواعد دیگری دارد؛ اینجا حتی غم هم میتواند قاب اینستاگرام باشد، محتوای گوناگون منتشر شود و پای لایک و کامنت به میان بیاید. حالا نوعی متفاوت از سوگواری حیوانات خانگی در شبکههای اجتماعی دیده میشود که اگرچه هنوز فراگیر نیست، اما ماهیت آن میتواند در آینده به پدیدهای قابل تأمل و حتی مسئلهساز تبدیل شود.
ماجرا از جایی جالب میشود که مرز میان «سوگواری» و «نمایش سوگواری» کمکم باریک میشود؛ از انتشار مداوم تصاویر حیوان خانگی از دسترفته تا روایت جزئیات مرگ و اندوه صاحب آن، همهچیز میتواند به محتوایی برای مخاطب تبدیل شود. در این میان، پرسش اصلی فقط این نیست که چرا آدمها برای حیوان خانگیشان عزاداری میکنند؛ بلکه سؤال اینجاست که وقتی سوگ هم برای دیدهشدن، تأییدگرفتن و واکنشگرفتن از دیگران وارد فضای عمومی میشود، آیا شکل مواجهه ما با «غم» هم دارد تغییر میکند؟
شاید امروز این رفتار هنوز آنقدر گسترده نباشد که بتوان از یک موج اجتماعی حرف زد، اما فضای مجازی نشان داده که بسیاری از رفتارهای حاشیهای، اگر امکان دیدهشدن و دریافت توجه داشته باشند، میتوانند بهتدریج عادی و فراگیر شوند. اینجاست که یک سوگ شخصی، از پشت درهای بسته خانه بیرون میآید و به محتوایی عمومی تبدیل میشود؛ محتوایی که گاهی مرز میان اندوه واقعی و میل به دیدهشدن را برای مخاطب نامشخص میکند.

افول اقتصادی ایالات متحده
بحران اقتصادی وقتی جدیتر به نظر میرسد که منتقد آن نه از بیرون، بلکه از داخل همان کشور حرف بزند. «دنی هایفونگ»، خبرنگار آمریکایی و تحلیلگر سیاسی، در واکنش به پیامدهای شوک نفتی و فشارهای اقتصادی واردشده بر آمریکا، تصویر دیگری از وضعیت این کشور ارائه کرده و گفته است: «ایالات متحده مایه خنده دنیا شده. نمیتواند جلوی درد اقتصادی ناشی از شوک نفتی که خودش ایجاد کرده را بگیرد.»
او در ادامه با لحنی کنایهآمیز، عملکرد رئیسجمهور آمریکا را هدف قرار داده و نوشته است که رئیسجمهور بهجای حل پیامدهای اقتصادی، میتواند «پستهای مزخرف تولیدشده با هوش مصنوعی» منتشر کند و بدون نتیجه، اسامی مختلف را به «آمریکا» تغییر دهد.
این خبرنگار آمریکایی در پایان نیز تصویری صریحتر از آینده این کشور ترسیم کرده و نوشته است: «افول امپراتوری آمریکا از آنچه تصور میشد، رقتانگیزتر است.» روایتی که از یک سو انتقاد تند یک چهره رسانهای آمریکایی از وضعیت اقتصادی و مدیریتی کشورش را نشان میدهد و از سوی دیگر، بار دیگر این پرسش را پیش میکشد که پشت تصویر پرزرقوبرق قدرت آمریکا، وضعیت واقعی اقتصاد این کشور تا چه اندازه رو به افول است.

در کوهستک، بیمارستان نیست
کوهستک و سیریک، در جنوبیترین نقطه کشور، فقط با فاصله جغرافیایی از مرکز استان دستوپنجه نرم نمیکنند؛ اینجا فاصله تا یک مرکز درمانی مجهز میتواند فاصله میان مرگ و زندگی باشد. در گزارش میدانی «مهر» از کوهستک، روایت مردم محلی را شنیدیم که وقتی حادثهای رخ میدهد، اولین دغدغهشان پیدا کردن آمبولانس و رساندن مصدوم به نزدیکترین مرکز درمانی است؛ مسئلهای که در جریان حادثه عروسی دهم شهریور و حمله به این منطقه، بیش از همیشه خودش را نشان داد.
تلختر اینکه این کمبود، مسئلهای مربوط به یک شب و یک حادثه نیست؛ سالهاست مردم این منطقه با نبود بیمارستان مجهز و محدودیت دسترسی به خدمات درمانی روبهرو هستند. در جایی که هر حادثه میتواند نیازمند خدمات فوری باشد، چند ده کیلومتر جاده و نبود امکانات درمانی، دیگر یک «کمبود زیرساختی» ساده نیست؛ مسئلهای است که مستقیماً با جان مردم گره خورده است. شاید حادثه دهم شهریور تمام شود، اما سؤال مردم کوهستک باقی میماند: برای روزی که دوباره حادثهای رخ دهد، قرار است کجا درمان شوند و چه کسی پیش از رسیدن آمبولانس، پاسخگوی جان آنها باشد؟

توطئه اینترنشنال؛ عادیسازی جنایت سلاح هستهای
در حالی که استفاده از سلاح هستهای علیه یک کشور، از سنگینترین خطوط قرمز در معادلات بینالمللی است، شبکه صهیونیستی اینترنشنال در برنامهای با طرح اصطلاحات فنی، به تحلیل سناریوی استفاده از سلاحهای تاکتیکی و حتی اتمی علیه خاک ایران پرداخته است؛ روایتی که منتقدان آن را تلاشی برای عادیسازی ایده حمله هستهای به ایران میدانند.
مسئله فقط مطرحشدن یک سناریوی نظامی نیست؛ بلکه نحوه صورتبندی آن است. وقتی چنین اقدامی با عباراتی مانند «پیشگیری» و «حفظ صلح» توضیح داده میشود، خطری وجود دارد که حمله به زیرساختهای یک کشور با سلاحهای ویرانگر، از یک جنایت غیرقابلقبول به یک «گزینه روی میز» تقلیل پیدا کند. اینجاست که سؤال مهمتر از خود تحلیل نظامی شکل میگیرد: اگر حمله اتمی هم بتواند در قاب تلویزیون با زبان فنی و آرامش کارشناسی روایت شود، مرز میان تحلیل یک جنگ و عادیسازی جنایت کجاست؟

ونیز به تماشای جنایت اسرائیل نشست
جشنواره ونیز این روزها فقط محل فرش قرمز و حضور ستارههای سینما نیست؛ غزه هم راه خود را به قلب یکی از معتبرترین جشنوارههای سینمایی جهان باز کرده است. مستند «نازا» با پرداختن به سازوکارهای هدفگیری، نظارت و حملات از راه دور، روایتهایی تکاندهنده از آنچه سازندگانش کشتار گسترده غیرنظامیان فلسطینی میدانند، ارائه میکند.
اما حاشیه اصلی، بعد از پایان فیلم شکل گرفت؛ تماشاگران ونیز حدود ۲۴ دقیقه ایستاده عوامل فیلم را بابت ساخت اثر تشویق کردند؛ تشویقی که بهعنوان رکوردی تازه در این جشنواره گزارش شده است. این واکنش، وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم فیلم مستندی درباره واقعیت جنگ غزه و روایتهایی از داخل ساختار نظامی رژیم اسرائیل است. حالا در سالن ونیز، جایی که معمولاً نام ستارهها و فیلمهای پرزرقوبرق خبرساز میشوند، اینبار نام غزه بود که برای نزدیک به ۲۴ دقیقه با تشویق تماشاگران همراه شد؛ تصویری که نشان میدهد روایت جنایتهای جنگی رژیم اسرائیل، حتی در یکی از مهمترین ویترینهای سینمای جهان، دیگر بهسادگی قابل نادیدهگرفتن نیست.



نظر شما